خرم آن روز کزین منزل ویرانه روم راحت جان طلبم و ز پی جا

خرم آن روز کزین منزل ویرانه روم راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم
دیدگاه ها (۷)

مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنی ناگاه دید دانهٔ لعلی به روزنی پن...

ای مرغک خرد، ز اشیانه پرواز کن و پریدن آموز تا کی حرکات کودک...

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست من به پیوند...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت سوز و گداز شمع و من و دل اث...

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم🤲🤍🫶🤍

شعر جدیدم من میروم تا که تو آیی پی من شب بمیرم که تو آیی روز...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

یا صاحب الزمان ادرکنی

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

حال کسی که عشقش خداست چگونه است ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️آقا راست میگن: نوڪَرےشُـ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط