ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن ,

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن ,
پسری را از خواب بیدار کرد.
پشت خط مادرش بود ،
پسر با عصبانیت گفت:
چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟
مادر گفت : ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا
از خواب بیدار کردی فقط خواستم بگویم پسر عزیزم تولدت مبارک.

پسر از اینکه دل مادرش
را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت، وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت… ولی مادر دیگر در این دنیا نبود ...
سلامتی همه مادران مهربان ودلسوز
دیدگاه ها (۱۶)

ضرب المثل لری. ( گوت عروس دِ هونَه بواَ کور بی... گوتِن قِل...

قهر که می کنید مراقب فاصله ها باشید. بعضی ها همین حوالی منتظ...

سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارند ولی روزگار دلشون رو پی...

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽﺷﯽ ﭼﯿﻪ؟ ﺯﻭﺭ ﻧﺰﻥ ...

شادی روح مادرها آسمانی صلوات

پارت ۶ساعت ۸ صبح_جونگکوک:از همون ساعت که با تهیونگ کوچولوم ب...

Part ⁵⁸- شب از نیمه گذشته بود و بچه ها هنوز تو سر و کله هم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط