از روی پله های نردبان با آرامش بالا می رفت که ناگهان نگاه

از روی پله های نردبان با آرامش بالا می رفت که ناگهان نگاهش به پایین افتاد. نردبان به جایی تکیه نداشت و تازه فهمیده بود که در حال سقوط آزاد است.



آنان که در همه چیز دچار تردید می شون، چنین حالتی را تجربه می کنند، حالتی که علاوه بر تردید ، همراه با ترس و نومیدی نیز هست.


آیا با تلاش علمی ، به راستی از پله های معرفت بالا می رویم یا بدون آنکه متوجه باشیم در فضای جهل در حال سقوط هستیم؟؟؟؟

کمی تامل
دیدگاه ها (۳)

«دکترینِ بهرام محمدی در دفاع از حرمتِ اهل‌بیت (ع)»• ─────『 ✦...

RESPECT OR DIE : پارت دوم ...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

اللهم عجل لولیک الفرج

🖤 پارت ۶ | «جلسه‌ای که نباید اتفاق می‌افتاد»ماشین در سکوت شب...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

p7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط