loveingorhateing

#loveing_or_hateing?
#Part3



+حقیقتش دعوا راه میندازم و میگم ا.ت نباید بره
سری تکون دادم و گفتم
_خب الان من اون کار رو انجام نمیدم ولی به جاش نشستم چرا؟چون بهت اعتماد میکنم ا.ت چون میدونم که تو مث اون دخترای هر//زه دور جئون نیستی!!ولی اگه به جئون حس پیدا کنی به نظرت احترام میزارم
قهقهه ای به سر داد و گفت
+منو عاشق شدن؟؟داداش من حتی یدونه اکس هم ندارم بعد انتظار داری عاشق بشم؟حالا گیریم که عاشق شدم اون شخص باید جئون باشه؟؟
راس میگفت اون تا حالا به جز ما هیچ پسری رو بغل نکرده بود حالا اون سهله(نمیدونم درست نوشتم یا نه)تا حالا به یه پسر دست هم نداده بود،پام رو انداختم رو اون یکی پام و گفتم
_خدا را چه دیدی شاید عاشق شدی اونم عاشق جئون!!
پوکر فیس بهم نگاه کرد و گفت
+نداشته هام تو سیلقه‌ات!!آخه چرا باید عاشق اون مرتیکه هی//ز بشم؟؟
جئون رو من از بچگی میشناسم میشه گفت باهم بزرگ شدیم و تقریبا رفیق های خیلی صمیمی‌ای بودیم ولی بعد از اون اتفاق دیگه زیاد باهم حرف نزدیم و الان مثل دو تا غریبه ایم!با لحن کیوتی گفتم
_یاااا مگه من رفیق قدیمیم رو نمیشناسم؟نمیشه که طی این چن سال در اون حد هی//ز و دخترباز بشه
تو چشماش یه خفه شو عه خاصی میدیدم که خودش دهن باز کرد و گفت
+وایسا ببینم الان تو طرف جئون رو گرفتی؟واقعا که متاسفم برات!
منم شروع کردم به انکار کردن
_نه نه نه اینطوری نیست!منظورم رو اشتباهی فهمیدی ا.ت من.......
دستشو روی شونه‌ام گذاشت و گفت
+باشه بابا بچه!من میدونم که منظوری نداشتی خواستم یکم ب//رینی تو خودت،من میرم وسایلم رو آماده کنم
گفتم
_کمک میخوای؟؟
ا.ت لبخند کیوتی زد و گفت
+نه مرسی خودم جمع و جورش میکنم
باشه ای گفتم و از‌ اتاق خارج شد






منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا


خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

#loveing_or_hateing #Part4ویو ا.تاز‌ اتاق تهیونگ خارج شدم و ...

#loveing_or_hateing #Part5_بهتره یکم ا.ت استراحت کنه بعد جئو...

#loveing_or_hateing?#Part2همین که بلند شد دستشو گرفتم و گفتم...

#loveing_or_hateing?#part1ویو تهیونگ وارد اتاق ا.ت شدم،او با...

#loveing_or_hateing #Part20_امممم خیلی خوشمزست!با تمام قدرتم...

#loveing_or_hateing #Part32ویو ا.ت صبح بیدار شدمو رفتم دستشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط