چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آ هی بسوزد هفت دریا را ....
سعدی
دیدگاه ها (۰)

شب قضیه اش فرق می کند شبها...زیر سقف خانه های شهر نه اثری از...

هر دری بسته شود جز در پر فیض خدا این در خانه عشق است که باز ...

زندگی به قیمت سفید شدم مو یم تمام شد ولی آموختم که ناله ام س...

این فاصله ها که ببین ما بسیارند از بودن ما کنار هم بیزارند ی...

چنان مشتاقم ای دِلبَر به دیدارت که گَر روزیبرآید از دلم آهی ...

مرادِ ما وصالِ توست از دنیا و از عقبیوگرنه بی‌ شما قدری ندار...

به خوابم یک نظر بگذر، که سرمستم کند بویتکه من مشتاقم ای سرکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط