‏انگاری از یه پرتگاه افتاده باشم ‏وسط راه یه تیکه از لباس

‏انگاری از یه پرتگاه افتاده باشم ‏وسط راه یه تیکه از لباسم گیره کرده به شاخه ی خشک شده ی درخت ‏نه میتونم خودمو نجات بدم نه میوفتم خلاص شم.!!

۰۲:۱۰
۰۰/۵/۵

#کاف_میم
دیدگاه ها (۱)

دلم میخواست الان یه جای خیلی دور باشم پشت فرمون تو جاده و آه...

چند ساله دیگه شاید نه من باشم نه تو !نه منی که شیرکاکائومو ب...

داشتم از بیخوابی جون میدادم همینجوری که صندلی ماشینو میدادم ...

دی‍‌روز بال‍اخر‍ہ اوم‍‌َد پی‍‌شم ..اوم‍‌َد رُو ت‍‌ختم بغ‍‌لم...

یه جمله ی خیلی قشنگ کوردی هستکه میگه :«یه روژ نینِمت هِناسم ...

یک طرفداره ساده پارت دوم ویو جونگ کوک» با صدای آلارمم بیدار ...

مهمونی پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط