بهتر آن است
که غفلت نکنیم از آغاز...
باز کن پنجره را
صبح دمید...
دیدگاه ها (۱)

‌در شهر شلوغ ما، تماشا داردتنهاییِ دسته جمعی آدم‌ها...

‌دستی که نان قسمت می‌کند،دستی که پُر کند سبوی آب رادستی که ز...

‌تنم فرسود وعقلم رفت وعشقم همچنان باقی

‌بازوانت دو ساحلِ ناهمرنگِشمشیر و نوازش بود ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط