فکرش را بکن

فکرش را بکن
چه مرگ قشنگی می تواند باشد!
تو از کوچه مرا صدا بزنی
ومن از شدت شوق
در و پنجره را با هم قاطی کنم !!!

داریوش حسن پور *
دیدگاه ها (۱)

چقدر من دیدنت را دوست دارم در خواب در غروب در همیشه ی هر جا ...

همیشه های مشامم شمیم زلف تو دارد ...تو با منی و نیازی به بوی...

فردا که جمعه بیایدباز قرار است همه چیز هجوم بیاوردبر سرِ لحظ...

تقدیم به ارواح پاک شهدای گمنام :قصه ی لیلی و مجنون هم از یاد...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

مردی که در کنارم بود

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط