وقتی که شانه هایم

وقتی که شانه هایم
در زیر بار حادثه میخواست بشکند
یک لحظه
از خیال پریشان من گذشت:
"بر شانه های تو..."
بر شانه های تو
می شد اگر سری بگذارم.
وین بغض درد را
از تنگنای سینه برآرم
به های های
آن جان پناه مهر
شاید که می توانست
از بار این مصیبت سنگین
آسوده ام کند...!!
دیدگاه ها (۲)

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

عاشقانه های شبنم

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

عاشقانه های شبنم

From Hatred to My Love

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۵تنشِ بین اون دو نفر ...

Rofile of the wolf...10

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_29وارد استخر شدم با ی حرکت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط