زینب مرا تو طاقت دیدن نداشتی

زینب مرا تو طاقت دیدن نداشتی
هجده سر بریده ببینی چه میکنی؟

اینجا همه به گریه ی تو گریه میکنند
خنده به اشک دیده ببینی، چه میکنی؟

من پیکرم به غیر سرم لطمه ای ندید
جسمی گلو بریده ببینی، چه میکنی؟

یک ضربه زد به فرق سرم، راحتم نمود
تو قتل صبر دیده ببینی، چه میکنی؟

تو یک سره به چشم پدر بوسه میزنی
تیری درون دیده ببینی، چه میکنی؟
دیدگاه ها (۵)

دریاچه قوپارت۴۱-جیمین-بردمش یجای نزدیک دریاچه،یه طرف که کمتر...

برده عمارت جئون

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

تو یکسره به چشم پدر بوسه می زنی تیری درون دیده ببینی چه می ک...

گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س): ...

گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س): فرق مرا تو طاق...

همه با هم #یاعلی یک #شعر در وصف #امیرالمومنین بنویسید و سه ن...

....[فُذْتُ وَ ربِّ الکَعْبه]..#فرق مرا تو طاقت دیدن نداشتی#...

سخت است به دنیا بیایی اما ببینیآنقدر ها هم که شنیده ای زمین ...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط