صدایت را جرعهجرعه می نوشم

صدایت را جرعه-جرعه می نوشم
مستانه سبز می شوم و شاخ و برگ می دهم
جوانه ها دهان می گشایند

و نام تو را می خوانند
چه لبان شناوری داری

در آب های صدا
چشمانم را می بندم
و تن به صدایت می سپارم

نام کوچکم
در صدایت شکفته می شود
دیدگاه ها (۰)

شاید غَزلم را به تَماشا بِکِشانَدچَشمی‌که به رَقص آو‍َرَد ای...

باید به خوابی عمیق رفتعمیقِ عمیق این همه حجم نبودنت را نمیشو...

حدیث عشق نداند کسی که در همه عمربه سر نکوفته باشد درِ سرایی ...

گم کن مرامیان آغوشتآنجا کهامن ترین جای جهان است !!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط