بهترین فرشته ها همین شیطان بود.

بهترین فرشته ها همین شیطان بود.
مرد و مردانه ایستاد و گفت:
نه، سجده نمی کنم،
تو را سجده می کنم
اما این آدمک های کثیفی را که از «گلِ متعفن» ساخته ای،
این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانیش
خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری
و آخرت و حق شناسی و محبت
و همه چیز و همه کس را فراموش می کند،
برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم،
گوسفندوار پوزه اش را به زمین فرو می برد
و چشمش را بر آسمان و بر تو می بندد، سجده نمی کنم!
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیمنهج‌البلاغه قسمت سوم :مگر می‌شود که خد...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

مهمونی پارت ۶۳

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۷در کاملاً باز شد.همه منتظر بودند هما...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان انتقام ازدواج کامل

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط