دل من اخم نکن، اخم تو پایان من است

دل من اخم نکن، اخم تو پایان من است
غم تو خاتمه ی چشمه ی باران من است

اوج دلتنگی من لحظه ی بی هم نفسیست
چشمه ی عشق تو چون شمع فروزان من است
گذرت نیست به این کوچه نمیدانم من،
که چرا هجر تو مجموعه ی زندان من است

غم دل خوردن و از اشک حکایت کردن
سرنوشت من و باران زمستان من است
دیدگاه ها (۴)

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیستدر کوچه ی بن بست، صدای قدمت ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

مرا حاجت به طبیب نیستآن دم که نگاهم به نگاه چشمان زیبایت گره...

ﺗﻮ ﻛﯿﺴﺘﯽ، ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﻢ؟ﺷﺐ ﺍﺯ ﻫﺠﻮﻡ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽ ﺑ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط