درد از آنجا شروع شد که کودکی در گوشه ی شهر از گشنگی اشک ر

درد از آنجا شروع شد که کودکی در گوشه ی شهر از گشنگی اشک ریخت اما نه آبی در دل من تکان خورد نه تو
اصلا میدانی چیست درد را باید طور دیگر معنا کرد...باید فرهنگ نامه ها را دور بریزند و از نو بنویسند
باید مقابل معنیِ کلمه درد بنویسند زخم های دست یک کودک از شدت کار
باید بنویسند شرمندگی یک پدر از نداشتن پول داروهای همسرش
و شاید باید بنویسند اشک های یک مادر برای فروش فرزندش از شدت فقر
نمیدانم اصلا نمیفهمم... چگونه قلبِ دنیا از شدت اینهمه درد نمی ایستد؟!

🗣 #@khoda❤
دیدگاه ها (۲۰)

.....//برده ی زیبا//.....

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

هر زنی زیباست پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه میکنی؟ ما...

پسرکی از مادرش پرسید: مامان چرا گریه می کنی ؟گریهمادر فرزندش...

نمیدانم از کدام درد جامعه کارگری بنویسم از کدام آرزوی های کو...

✨ادامه پارت ۱۳✨جونگکوک : هیچ معلوم هست کجایی...مردم از نگران...

father. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط