تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم
دیدگاه ها (۱)

بـــالت بشـــوم تا که تو پـــرواز کنے؟نازت بکشـــــمبراے من ...

‌ شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست...

کمی از غصه هایم یاد بگیر... که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی...

از سر زلف تو پیداست ...که "سر" می خواهی...از فروپاشی یک شهر ...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

عشق شرطی

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط