سینه ی تنگ من و بار غم او ،

سینه ی تنگ من و بار غم او ،
هیهات !…

مرد این بار گران نیست،
دل مسکینـــم…



دیدگاه ها (۱)

رفتم و زحمت بیگانگیازکویتو بردم ....

زندگی از دروغ تا سوگندخسته از زیر و روی رو در روزیر صورت هزا...

من از دست غمت مشکل برم جانولی دل را تو آسان بردی از من...❣

مبـــُر ز من ، که رگ جانِ من بُریده شودبیا ، که با تو مرا صد...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

و این چنین است...ازاینا بعید نیست.....هیهات من اِلذله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط