پروردگارم ...

پروردگارم ...
شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد
و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛
در این میان این "من" هستم که بالا میروم؛
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز....
همان میشوم که بودم،
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
با یه بغل هوای تازه
دیدگاه ها (۲)

می سپارمت به لبخندهاگرچه گاهی خودم میهمانبغضهای بی دلیلم.......

یک تلنگرهم کافی بودبرای شکستنمبه هرحال ممنونتم روزگار

چشمان تو که از هیجان گریه می کننددر من هزار چشم نهان گریه می...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم۳( ترجیحاً اول ورق بزنید بعد بخون...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط