یادت میاد روزی رو که،لباس عروس به تنم بود

یادت میاد روزی رو که،لباس عروس به تنم بود

نگات به سفره عقد و چه آشوبی تو دلم بود

منو صدا زدی "خانوم"... میشه یه چیزی بگم من؟

تالحظه سفرت هم ، صدات هنوز تو گوشم بود "دعا بکن که بشم من ، فدای حضرت زینب"
دعام گرفت و تو رفتی ...کسی که سایه سرم بود . .
نمیدونم چرا امشب،یادم به اون روزا افتاد
یادم به مردی که نیست و یه روزی اون سپرم بود
دیدگاه ها (۲)

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

کپشنننننن😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و دو ملافه رو چنگی زدم عوضی پا...

***### 🖤 **رمان / سناریو: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط