وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می‌زنه

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می‌زنه
همه غصه های دنیا توی سینه‌ی منه
توی قطره‌های بارون، میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام
پشت این پنجره میشینمُ آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می‌مونم
زیر بارون انتظار رنگ تازه‌ای داره
منم عاشق‌ترم انگار، وقتی بارون می‌باره

بعضی وقتا که میای سر روی شونم می‌زاری
تموم غصه‌ها رو از دل من بر می‌داری
اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
دیدگاه ها (۵)

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

بهار بدون تو

سناریو ریندو

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

برادر ناتنی

dark life = 40

دوپارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط