دلتنگم و دیدار تو درمان من است

دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچه از غم هجران تو بر جان من است


مولانا
دیدگاه ها (۲۶)

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

دوست داشتنت چمدانیستدر دستانِ بلاتکلیف ترین مسافرکه راهی اش ...

از تماشـــای تو هر کس رو به حــــیرانی روداختیار از دست مجنـ...

شاه شطرنج منی با رخ ماهت چه کنم؟با سپید دل و چشمان سیاهت چه ...

دلتنگم ودیدار تو درمان من استبی رنگ و رخت زمانه زندان من است...

تو درجان منی،من غم ندارم تو ایمان منی، من کم ندارماگر درمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط