مامی کوچولو

مامی کوچولو

پارت 9

کل خونه ساکت شد آجوما هم
دست از زدن برداشت
بعدش گفتم خب
شام کی آمادی میشه بعد
آجوما گفت: نیم ساعت دیگه

ات: نیم ساعت دیگه که از گرسنگی میمیرم
(شکمکم قارو قور کرد)

بعد آجوما و عضا خندشون گرفت

گفتم خنده نداره که
بعدش با حالت لوس و قور گفتم
ات: آجوما اااااااا بست

بعد نیم ساعت غذا آماده شد
منم مثل سونیک رفتم پاین

نشستم رو سندلی و مثل خرس خوردم
برقیه همین که اومدن پاین داشتن جر میخورن از خنده
غذا که تموم شد شروع کردم به سکسکه
و برقیه باز خندیدن
باحالت لوس و چندش گفتم
ات: آجوما بهشون بگو بست

کل خونه ساکت شد آجوما هم
دست از زدن برداشت
بعدش گفتم خب
شام کی آمادی میشه بعد
آجوما گفت: نیم ساعت دیگه

ات: نیم ساعت دیگه که از گرسنگی میمیرم
(شکمکم قارو قور کرد)

بعد آجوما و عضا خندشون گرفت

گفتم خنده نداره که
بعدش با حالت لوس و قور گفتم
ات: آجوما اااااااا بست

بعد نیم ساعت غذا آماده شد
منم مثل سونیک رفتم پاین

نشستم رو سندلی و مثل خرس خوردم
برقیه همین که اومدن پاین داشتن جر میخورن از خنده
غذا که تموم شد شروع کردم به سکسکه
و برقیه باز خندیدن
باحالت لوس و چندش گفتم
ات: آجوما بهشون بگو بست
دیدگاه ها (۵)

مامی کوچولو پارت 10رفتم آب خوردم سکسکمبند اومدبعدش سوجون اوم...

پارت ۶ ات =اجوما اجوما =سلام خوبی دخترم ات =خوبم اجوما =دختر...

فالوش کنید فیک نویسه آیدی پیج@sshasshaha

مامی کوچولو

شب تولدم پارت 26ویو ات: مهمون ها به اتاق رفتن به همه لباس دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط