کنار تو،

کنار تو،
لنگر گاهی است،
گه شامگاهان در آن پهلو می گیرم،
تا از حلقه حلقه بوسه ات،
زنجیری سازم،
بر عاقبت عشق سرگردان خویش ...!


کار من و تو؛
هر دو نوشیدن است!
تو شعر می نوشی و من شراب،
لبی پیش آر،
پیاله می رقصد بر آب،
پیاله می خواند،
بی تاب...!
دیدگاه ها (۹)

ﻧﺒﺾ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﻭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﺬﺍﺭ ﻋﺸﻘﻤﻮﻥ ﺑﻤﯿﺮﻩﻧﺬﺍﺭ ﺿﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻋﺖ،ﻣﻨﻮ ...

به که گویم غم این قصه ویرانی خویش.....غم شبهای سکوت و دل بار...

هـــــــوا...هـــــــوای غـــــــــــــــــــــــــــم استهـ...

بعد مرگمبنویسید؛که با عدل جهان مساله داشت...بنویسید؛که از عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط