وقتی.....
تو خواهر یا برادر نداشتی
یه شب که با اعضا نشسته بودین یکی از دختر خاله هات زنگ زد
اسمشو بزاریم هه جین
هه جین: یوناااااا
-چته چی شده؟
هه جین: یونا قراره خاله شی
-تو نکنه تو
هه جین: من نه جاهل خواهرم
-شوخی میکنی
هه جین: نه به جون تو
-باشه قطع کن
شوک شده بودی
از اونجایی که این روزها هم حالت جالب نبود جونگین با نگرانی پرسید
جونگین:کی مرده؟
یهو با ذوق داد زدی
-دارممم خاااللههه میشممممم (دارم خاله میشم)
هیون : جدی؟
لینو: مطمئنی؟
چانگبین: دخترمون چه زود بزرگ شد
خیلی ذوق کرده بودی
سونگمین و لیکسی که تو آشپزخونه بودن بدو اومدن سالن نشیمن
سونگمین: چیشدههه؟
لیکسی: کی مردههه؟
چان: یونا داره خاله میشهههه
لیکسی: پشمامممممم
سونگمین:شوخی میکنی دیگه
-نه به جون خودم
هیون: یونا ولی تو خواهر و برادر نداری..
مکث کرد
هیون: نکنه هه جین
هیون هه جین رو میشناسه
-نه نه نه هه جین نه خواهر هه جین
هیون:خیالم راحت شد
-هوانگ هیون جین تو حق نداری جلو من بگی رو دختر خالم کراشی
هیون: من نمیگم کراشم چون عشقمون دو طرفست
با اخم کیوت اما لحن جدی گفتی
-میدونستی دستمال های لینو هیونک تموم نشده؟!
هیون: غلط خوردم
و اعضا که داشتن گسسته میشدن
تو همون حال هان هم وارد کادر شد
هان:چیشده؟
-دارم خاله میشممممم
هان:من فقط یه ساعت خوابیدم
یهو از جات پریدی
-من میرم برا بچه وسایل بگیرم
بدو بدو کردی سمت اتاق تا حاضر شی چان داد زد
چان:یونااا هنوز به دنیا نیومده
یونا عربده متقابل از اتاق
-عیبی ندارهههع
... تقریبا ۹ ماه گذشت و روز زایمان شد..
داشتین از ذوق میمردی
که یهو گوشیت زنگ خورد از اونجایی که تو جشن تعیین جنسیت نبودی و رفته بودی کنسرت بعدها نخواستی بفهمی جنسیت چیه
که هه جین گفت:یونا دوقلوئه دختر و پسر
-عررررررررر
داشتی از ذوق بالا پایین میشدی
اعضا خیلی خوشحال بودن چون بعد مدت ها دختر کوچولوشون خوشحال شده بود
این بچه ها عامل خوشحالی یونا شده بودن
...تو بیمارستان...
اعضا هم اومده بودن برای تبریک سونگمین موقع تبریک کفت
سونگمین:خدا زیر سر سایه پدرو مادر حفظش کنه
زدی به پهلوش
-خاله چی؟
لینو جاش ادامه داد
لینو: خدا زیر سر سایه پدرو مادر و خاله یوناش حفظش کنه
با ذوق گفتی
-تروخدا یبارم بگو
لینو بازم کفت
-یبار دیگه
لینو:پرو نشو کیم یونا
-لینویااا نمیدونی خاله شدن چقدر خوبه
فلیکس گفت: اگه یکی از خواهرای خودم باردار شدن من میشم خاله بچه
چان: نمیتونی
فلیکس:هیچی نشد نداره
چانگبین:خاله فلیکس....خوشمان آمد
و تا آخر عمر خوشحال زندگی کردین...
the end
خودایافس البته کامنت بزار
بازنشر ممنوع ‼️
یه شب که با اعضا نشسته بودین یکی از دختر خاله هات زنگ زد
اسمشو بزاریم هه جین
هه جین: یوناااااا
-چته چی شده؟
هه جین: یونا قراره خاله شی
-تو نکنه تو
هه جین: من نه جاهل خواهرم
-شوخی میکنی
هه جین: نه به جون تو
-باشه قطع کن
شوک شده بودی
از اونجایی که این روزها هم حالت جالب نبود جونگین با نگرانی پرسید
جونگین:کی مرده؟
یهو با ذوق داد زدی
-دارممم خاااللههه میشممممم (دارم خاله میشم)
هیون : جدی؟
لینو: مطمئنی؟
چانگبین: دخترمون چه زود بزرگ شد
خیلی ذوق کرده بودی
سونگمین و لیکسی که تو آشپزخونه بودن بدو اومدن سالن نشیمن
سونگمین: چیشدههه؟
لیکسی: کی مردههه؟
چان: یونا داره خاله میشهههه
لیکسی: پشمامممممم
سونگمین:شوخی میکنی دیگه
-نه به جون خودم
هیون: یونا ولی تو خواهر و برادر نداری..
مکث کرد
هیون: نکنه هه جین
هیون هه جین رو میشناسه
-نه نه نه هه جین نه خواهر هه جین
هیون:خیالم راحت شد
-هوانگ هیون جین تو حق نداری جلو من بگی رو دختر خالم کراشی
هیون: من نمیگم کراشم چون عشقمون دو طرفست
با اخم کیوت اما لحن جدی گفتی
-میدونستی دستمال های لینو هیونک تموم نشده؟!
هیون: غلط خوردم
و اعضا که داشتن گسسته میشدن
تو همون حال هان هم وارد کادر شد
هان:چیشده؟
-دارم خاله میشممممم
هان:من فقط یه ساعت خوابیدم
یهو از جات پریدی
-من میرم برا بچه وسایل بگیرم
بدو بدو کردی سمت اتاق تا حاضر شی چان داد زد
چان:یونااا هنوز به دنیا نیومده
یونا عربده متقابل از اتاق
-عیبی ندارهههع
... تقریبا ۹ ماه گذشت و روز زایمان شد..
داشتین از ذوق میمردی
که یهو گوشیت زنگ خورد از اونجایی که تو جشن تعیین جنسیت نبودی و رفته بودی کنسرت بعدها نخواستی بفهمی جنسیت چیه
که هه جین گفت:یونا دوقلوئه دختر و پسر
-عررررررررر
داشتی از ذوق بالا پایین میشدی
اعضا خیلی خوشحال بودن چون بعد مدت ها دختر کوچولوشون خوشحال شده بود
این بچه ها عامل خوشحالی یونا شده بودن
...تو بیمارستان...
اعضا هم اومده بودن برای تبریک سونگمین موقع تبریک کفت
سونگمین:خدا زیر سر سایه پدرو مادر حفظش کنه
زدی به پهلوش
-خاله چی؟
لینو جاش ادامه داد
لینو: خدا زیر سر سایه پدرو مادر و خاله یوناش حفظش کنه
با ذوق گفتی
-تروخدا یبارم بگو
لینو بازم کفت
-یبار دیگه
لینو:پرو نشو کیم یونا
-لینویااا نمیدونی خاله شدن چقدر خوبه
فلیکس گفت: اگه یکی از خواهرای خودم باردار شدن من میشم خاله بچه
چان: نمیتونی
فلیکس:هیچی نشد نداره
چانگبین:خاله فلیکس....خوشمان آمد
و تا آخر عمر خوشحال زندگی کردین...
the end
خودایافس البته کامنت بزار
بازنشر ممنوع ‼️
- ۱.۶k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط