خستگیها کم نیست
خستگیها کم نیست
چشم هایم تار میبینند اما...! نوای تار نیست
گوش هایم دائما صوتِ "تو" اما...! نشان از یار نیست
در سرم سوتی عجیبی است تو گویی ایستگاه آخرم
دود بر میخیزد از سیگارم اما...! ترن در کار نیست
خسته ام از میهمان خوانده یا ناخوانده در سر خفته ام
در سرم جای "تو"باید بود و اما... "تو" را اصرار نیست
خسته ام من، خسته از حرف و حدیث مانده بر لب، غصه های قصه ام
درد من با "تو" شود درمان و اما...! مرا غمخوار نیست
زندگی زیباست و "تو" زیباتری
زندگی را دوست میدارم ولیکن...!
خستگی هایم کم از اقمار نیست
چشم هایم تار میبینند اما...! نوای تار نیست
گوش هایم دائما صوتِ "تو" اما...! نشان از یار نیست
در سرم سوتی عجیبی است تو گویی ایستگاه آخرم
دود بر میخیزد از سیگارم اما...! ترن در کار نیست
خسته ام از میهمان خوانده یا ناخوانده در سر خفته ام
در سرم جای "تو"باید بود و اما... "تو" را اصرار نیست
خسته ام من، خسته از حرف و حدیث مانده بر لب، غصه های قصه ام
درد من با "تو" شود درمان و اما...! مرا غمخوار نیست
زندگی زیباست و "تو" زیباتری
زندگی را دوست میدارم ولیکن...!
خستگی هایم کم از اقمار نیست
- ۳۳.۴k
- ۰۳ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط