رفتی و تنهای تنها

رفتی و تنهای تنها
مردم از بی همزبانی
رفتی و بعداز تو من ،
همچنان خاکستری، مانده بعد از کاروانی
بعد آن فرزانگیها
گم شدم در بی نشانی
آمدم من کو به کو،خسته و بی آرزو
همچنان برگ خزانی
آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تنها
چشم تو همچون ستاره تابد
در سکوت شبها
ای که بودی سایه ی من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا....

"شب خوش "
دیدگاه ها (۱)

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺳﺖﻭ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻢ "ﻣﺴﺘﻌﻀﻔﺎﻥ " ﻫﺴﺘﻨﺪ،ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻣ...

بععععععله... دوستی ساده ی ما، غیر معمولی شد... هیچ اتفاق غیر...

روزا به همین ترتیب با بیم و امید و شور و هیجان میگذشت...خیلی...

اون وقتا، امکانات ارتباطی مث الان نبود...تنها راه ارتباط تلف...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط