پر از جنونم و حرفی برای گفتن نیست

پر از جنونم و حرفی برای گفتن نیست
کسی شریک‌ سکوت شبانه ی من نیست

ببین که نیمه ی شعرم به درد چسپیده
که لاله لحظه ی حتی بدون لادن نیست

چه زخم ها که نبودت نمک به آن ها زد
تنی که درد چسپیده که نام تن نیست،،

شکار در قفس بغض سال مدفون
مرا شکست سکوتم نیاز شکستن نیست،،

درخت سروم و هر روز جان به لب شده ام
کویٔر جای بهار و جوانه کردن نیست،،،،

گرفت قامت شب را قیامت ضلمت
کسی به فکری طلوع ستاره قطعا نیست،،

شریک خلوت تنهای ام دلم تنگ است
برای گریه به جز شانه ی تو با من نیست،،

فروغ شعله ی فانوس دل! بیا که هنوز
کسی شریک سکوت شبانه ی من نیست،،

دیدگاه ها (۲)

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

❌سلامتے احساسے ڪہ لِــہ شد♚♚سلامتے اعتمادے ڪه تَرَڪ خورد❌❌سل...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

من بلد نیستم دوستت نداشته باشمبلد نیستم حرف دلم را نگویمحتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط