نیازم ..

نیازم ..
نه دیگر آغوشت است ..
نه لبانت ..
نه موهای سیاهت ..
و نه چشمان خمارت ..
با یک نخ سیگار تلخ ، فرو می برم حماقتم را ،
که دوستت داشتم .. !!!
دیدگاه ها (۱)

در زندگی برای بعضیا از یک روز ، از یکجا ، از یک نفر به بعد د...

☜تخم مرغ ..!یک رنگ است ..!اما ..!وقتی شکستیش ..!دو رنگ می شو...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ...

...

چه دلچسب می شوی ...وقتی تو با چشمان سیاهتنفسهایم رابوسه بوسه...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

Otagh baghli Part 46 «ویو سوهو » پشت مدرسه بودم و داشتم سیگ...

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

سناریو تهیونگ

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

رمان دخت من

دو قطب مخالف💙🧡پارت شانزدهم✨️💫# قسمت ۱۶: «گرمای تو» 🔥❄️**صحنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط