میدونم خیلی ربطی نداره ولی دلم نیومد سالگرد فوت سولی رو ب
میدونم خیلی ربطی نداره ولی دلم نیومد سالگرد فوت سولی رو بی تفاوت ازش بگذرم
چندمین سالگردِ رفتنته؟ ۷ سال… ۷ سال تمامه که دیگه نیستی، سولی. ۷ سال از همون پاییز لعنتی که آسمونِ این دنیا برای همیشه برای تو ابری شد.
هنوزم تنم میلرزه وقتی یاد اون روز میافتم. دختری که دنیا براش کوچیک بود، دختری که قلبش از جنس شیشه و مهربونی بود، زیر بارِ سنگینِ نگاهها و قضاوتهای این آدمای بیرحم مچاله شد. تو فقط خسته بودی… خسته از جنگیدن با کسانی که حتی بهشت رو هم بهت تنگ کرده بودن. تو فقط میخواستی خودت باشی، اما این دنیای تاریک، تابِ دیدنِ نورِ زلالت رو نداشت.
چقدر دلم برای اون لبخندهایی که چشمهات هم توشون میخندید تنگ شده… ولی امشب بیشتر از همیشه دلم واسه دلِ شکستهت میسوزه. واسه اون وقتایی که حتماً تنهایی توی اتاق تاریکت گریه کردی و هیچکس صدات رو نشنید. ما چقدر دیر فهمیدیم چقدر درد داشتی… چقدر دیر فهمیدیم پشت اون ظاهرِ درخشان، چه طوفانی به پاست.
امروز، دقیقاً ۷ سال از اون روزی میگذره که برای همیشه چشمهات رو روی این دنیای سرد بستی. کاش میفهمیدیم… کاش زودتر آغوشمون رو باز میکردیم تا بدونی چقدر عزیزی.
بخواب، فرشتهی زخمخوردهی من… راحت و آروم، دور از هیاهوی این آدمای سنگدل. دیگه هیچ سنگی به سمتت پرتاب نمیشه، دیگه هیچ کلمهای قلبت رو زخمی نمیکنه. ما اینجا توی این دنیای خالی، با حسرتِ خندههات پیر میشیم، اما هیچوقت فراموشت نمیکنیم.
روحت توی آرامشِ ابدی… خیلی دلتنگتیم. 🖤🥀😔
۲۲ مهر ۱۳۹۸
چندمین سالگردِ رفتنته؟ ۷ سال… ۷ سال تمامه که دیگه نیستی، سولی. ۷ سال از همون پاییز لعنتی که آسمونِ این دنیا برای همیشه برای تو ابری شد.
هنوزم تنم میلرزه وقتی یاد اون روز میافتم. دختری که دنیا براش کوچیک بود، دختری که قلبش از جنس شیشه و مهربونی بود، زیر بارِ سنگینِ نگاهها و قضاوتهای این آدمای بیرحم مچاله شد. تو فقط خسته بودی… خسته از جنگیدن با کسانی که حتی بهشت رو هم بهت تنگ کرده بودن. تو فقط میخواستی خودت باشی، اما این دنیای تاریک، تابِ دیدنِ نورِ زلالت رو نداشت.
چقدر دلم برای اون لبخندهایی که چشمهات هم توشون میخندید تنگ شده… ولی امشب بیشتر از همیشه دلم واسه دلِ شکستهت میسوزه. واسه اون وقتایی که حتماً تنهایی توی اتاق تاریکت گریه کردی و هیچکس صدات رو نشنید. ما چقدر دیر فهمیدیم چقدر درد داشتی… چقدر دیر فهمیدیم پشت اون ظاهرِ درخشان، چه طوفانی به پاست.
امروز، دقیقاً ۷ سال از اون روزی میگذره که برای همیشه چشمهات رو روی این دنیای سرد بستی. کاش میفهمیدیم… کاش زودتر آغوشمون رو باز میکردیم تا بدونی چقدر عزیزی.
بخواب، فرشتهی زخمخوردهی من… راحت و آروم، دور از هیاهوی این آدمای سنگدل. دیگه هیچ سنگی به سمتت پرتاب نمیشه، دیگه هیچ کلمهای قلبت رو زخمی نمیکنه. ما اینجا توی این دنیای خالی، با حسرتِ خندههات پیر میشیم، اما هیچوقت فراموشت نمیکنیم.
روحت توی آرامشِ ابدی… خیلی دلتنگتیم. 🖤🥀😔
۲۲ مهر ۱۳۹۸
- ۱.۸k
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط