امشب ، شب ناله در فراق پدری مهربان است

امشب ، شب ناله در فراق پدری مهربان است

که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود

پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم شریک بود

و غصه‏ های همه را بر جان خود هموار می‏کرد

ولی کسی از غربت او و دردهای دلش

با خاری در چشم و استخوانی در گلو ، خبر نداشت
دیدگاه ها (۱)

آمدم تا بگذری از جرم بی پایان منحیّ من معبود من یکتای...

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را به خدا علی نبیند به نما...

آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنالیلة القدر است و من نامه سیاهم...

کن عنایت بار اِلها سائل این خانه رااین منم در میزنم بگشا در ...

یک عصر تابستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط