شب عفو است و محتاج دعایم ، زعمق دل دعایی کن برایم اگر امش

شب عفو است و محتاج دعایم ، زعمق دل دعایی کن برایم اگر امشب به معشوقت رسیدی ، خدا را در میان اشک دیدی کمی هم نزد او یادی زما کن ، کمی هم جای ما او را صدا کن بگو یارب فلانی رو سیاه است ، دو دستش خالی و غرق گناه است . . .
دیدگاه ها (۷)

ولت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟شبا تا صبح بخاطرش گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟نتونست ...

هرگاه زندگی را جهنم دیدی سعی کن پخته بیرون آیی؟ سوختن را همه...

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از ا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

Covenant of Blood and Silk

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

سایه ای در راهروهای نقره ای

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

پارت اول._*بی گناهان*_

dark life = 17

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط