روم آن جا ڪه مرا

روم آن جا ڪه مرا
مَحرمِ اسرار آن‌جاست
دیدگاه ها (۱)

دل‌دار در آغوش دگربار گرفتم...

حلقه‌ٔ زلف‌اش تماشاخانه‌ٔ بادِ صباست..

چو سرمستِ منی ای جان ز دردِ سر چه غم داری...

سخن این است که مابی تو نخواهیم حیات...

« باز آے و دل تنگ مرا مونس جان باشوین سوختہ را محرمـ اســرار...

آن طبیبی ڪه مـرا دیـد دم گوشم گفتدرد تو، دوری یار است،به آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط