زمستان است

زمستان است
دو میل و یک کاموا
و من خیال می بافم
خیالِ تو را
و اندازه می زنم با دورِ بی تفاوتی ات
اندازه نمی شود
می شکافم
و دوباره از سر می گیرم
می بافم
و اندازه می زنم
و باز می شکافم
و دوباره از سر می گیرم
و دوباره...

زمستان تمام می شود
و خیالِ نیمه بافته ام
بلاتکلیف می ماند
دیدگاه ها (۴۴)

مثل ضجه های دختری لال؛زیر آوارمثل خمیازه ی کولبری پیردر شلم ...

دل بستن سخت استودل کندن سخت ترفراموش کردنت هم مثل ترک سیگارب...

به برف می گویم;به بادبه قاب پنجره،بین ما که چیزی نبودیعنی چی...

🔻 تو خیلی خوب بلد بودی اَدای آدم هایی را در بیاوری که عاشقند...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی توی بقلشون می‌میریم ( حرف ها...

می‌خواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم در سیبری، در...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط