مدت هاست چهره ات را ،،،

مدت هاست چهره ات را ،،،
عـاشـقـانـہ در ذهـنـم ،،،
نقـاشی مے ڪنم ،،،
ڪـــارم را ،،،
خــوب ،،،
بلدم ،،،
هیـس ،،،
بــیــــــنِ ،،،
خودمـان بـاشـد ،،،
بدجور سر ڪشیدن ،،،
چـشـمـانـت گـیـر ڪرده ام ،،،
دیدگاه ها (۱)

بعـدعشقـت عاشقےدرپیش مـن بیگـانـه است همچـو جامےخالےاز مے در...

ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زندا...

روزی می آیی که‌‌ من بسیار گریسته امروزی که خوشبختیفقط یک کلم...

گفتہ بودے گاهِ دلتنگے سراغم را بگیر گاه بے تابے، دل آشوبے،سر...

اولین گام آرایش شما می تواند از بین بردم ناهمگونی های روی پو...

پرسه در جنگل...[پارت اول]شب...باد آرام میان شاخه‌های بلند در...

سلام سلام یه رمان آوردم براتون اصلا عالییییقل دادن اگه فالوو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط