تقاص عشق / فصل ۲ / part ۱۲۷

تقاص عشق / فصل ۲ / part ۱۲۷

ات همراه خانوادش ایستاده بود جیمین با خانوادش رفت سمتشون بیتگرام دینا رو تویه بغلش گرفته بود اونجی رفت سمته یونگی ات اصلا از خانوادش دور نمیشد
جیمین : باید بریم
ات بغض کرده بود چشم هایش پر از اشک شده بودن روبه پدرش کرد
ات : پدر من نمیرم
پدرش نزدیک اش شد و دخترش رو رویه پیشانیش بوسید و بغلش کرد خانم مین که گریه میکرد ات رو بغل کرد و رو موهاشو بوسید
م/ت: دخترم خیلی دوست دارم
ات سمته هیونگ اش چرخید بعد از بغل کردنش اونا از آنجا رفتن جیمین سمته ات چرخید
جیمین : بریم
جیمین سمته بیرون قدم برداشت ات هم دنبالش رفت سوار ماشینی‌شدن و حرکت کردن
به عمارت رسیدن همه از ماشین هاشون پیاده شدن دینا که تویه بغل بیتگرام خوابش برده بود به سالن رفتن ات تویه سالن ایستاد درحالی که همه باهم حرف میزدن اما ات ساکت ایستاده بود
بیتگرام : دخترت خوابش برده من کجا ببرمش
جیمین : از پله ها که رفتی بالا سمت راست اتاق اول ماله دیناست
بیتگرام : اتاق من چی
جیمین : فعلا برو تو اتاق مهمان بخواب فردا اتاق رو برات درست میکنن
آقا و خانم پارک رفتن بالا بیتگرام هم دینا تو بغلش بود رفت جیمین هم بدونه هیچ حرف دیگه ای از پله ها بالا رفت تا که همانجا ایستاده بود جانگ هی وقتی از کنارش رد میشد با پوزخند بهش گفت
جانگ هی : اینجا قرار نیست خوشبخت بشی
از کنارش رد شد ات دور بر خودش رو نگاه کرد سالن بزرگی بود نمی‌دونست کجا بره بغضی تویه گلوش پیچید
ات
//حالا من کجا برم کاش هیچوقت باهات آشنا نمی شدم //
از پله ها بالا رفت دیگه نمی‌دونست کجا بره بیتگرام که از اتاق دینا اومد بیرون وقتی ات رو دید سریع اومد سمتش
بیتگرام :زن داش اینجا چیکار می‌کنی میخوای عمارت رو ببینی فردا ببین الان برو بخواب خسته ای
ات : کجا برم
بیتگرام با دست اش به اتاق جیمین اشاره کرد
بیتگرام: فکر کنم اتاق شما اونجاست
ات : ممنونم
راه اتاق رو پیش گرفت جلوی در اتاق ایستاد نفس عمقی کشید و درو باز کرد وارد اتاق شد جیمین جلوی آینه ایستاده بود وقتی ات رو دید کت اش رو برداشت و داشت از اتاق بیرون می‌رفت اما ایستاده درحالی که به ات پشت اش بود گفت
جیمین : این اتاقته همین جا میتونی بمونی
بعد از حرف اش از اتاق بیرون رفت ات هم سمته تخت قشنگی که تو اتاق بود رفت و روش نشست نگاهی به دور بر اتاق کرد اتاق زیبایی بود اما واسه ات مثله قفس تنگ می موند بغضش گرفت چرا باید اینجوری میشد ..
دیدگاه ها (۳۲)

عمارت جیمین

تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۲۸ات سمته چمدون لباس هایش رفت و بازش...

تقاص عشق/فصل ۲/ part ۱۲۶جیمین تو حیاط بیمارستان رویه نیم کت ...

تقاص عشق / فصل ۲/ part ۱۲۵بیتگرام و یونگی وارده اتاق شدن یون...

پارت ۱۱ات هم حال نداشت پس جیمین موتور کوک رو با ات سوار شد و...

چون لایک هایی که کردین و کامنت ها و بازنشر هایی که گذاشتین ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط