✍تب کنم اوست طبیب دل بیمار مرا
✍تب کنم اوست طبیب دل بیمار مرا
آتشی ساخته ام ، بر تن آن می سوزم
چون گذر کرد از این وادی غربت در من
هرچه در شعر شود بر قدمش می دوزم...
آتشی ساخته ام ، بر تن آن می سوزم
چون گذر کرد از این وادی غربت در من
هرچه در شعر شود بر قدمش می دوزم...
- ۸۳۱
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط