چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم:

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم:
خروسی داشتید که صبحها همه را ازخواب بیدارمیکرد چکارش کردید؟..
گفت سرش را بریدیم...
همسایه ها همه شاکی بودند ومیگفتند :
خروس شما ما را صبح ها ازخواب بیدار میکند....
آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود!
دیدگاه ها (۳)

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺩﻋﺎﺗﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ...ﺁﻩ...!، ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ، خ...

دلتنگی ما بهر حرم هرشب جمعه...یک رسم قدیمیست، به ما ارث رسید...

آنقَدَر نیمه نما ها به تنم زخم زدند...نیمه ی گمشده ام آمد و ...

شک نکن عبد افسرده ای بودم...یک تن نیمه مرده ای بودم...بی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط