طراحه من..؟!

طراحه من..؟!

پارت¹⁴


ات:باشه عزیزم*لبخند*

ویوات:
مردک هیز عوضی..فک میکنه امشبو باهاش میخوابم...کور خوندی‌..بعد اینکه مطمئن شدم سجونگ وارد حیاط شده از اتاق اومدم بیرون
خونه نبود ک عمرات بود...یکی یکی اتاقارو نگا کردم که رسیدم به اتاق کارش
رفتم داخل و با احتیاط و سریع کشو هارو چک کردم که هیچ جا نبود
ی کشو باقی مونده بود ک اونم قفل بود..با کلید یدکی ک اورده بودم تونستم کشو رو باز کنم ک ی چندتا پرونده بودن..اولی رو ک باز کردم با چیزی ک دیدم شوکه شدم
ی پرونده بود ک مشخصات تهیونگ رو نشون میداد..‌چرا باید همچین چیزی رو داشته باشه؟
همه پرونده هارو برداشتم و اخر سر رسیدم به طرحا...هرچی توی اون کشو بود برداشتم بدون نگا کردن..
کلی عکس بود از ادمایی ک نمیشناختم ولی بازم اونارم برداشتم
سریع ازاتاق بیرون اومدم دیدم هنوزم تو حیاطه...سریع رفتم سمت در خروجی پشت عمارت همین که خواستم برم بیرون ادمای سجونگ گرفتنم...کیفمو ازم گرفتن و بردنم پیشش

ا:رئیس

سجونگ:*لبخند*..فک نمیکردم بخوای دست به همچین کاری بزنی...بگو میشنوم

ات:چیو میخوای بشنوی؟

سجونگ:دلیل اومدنت پیشم و داخل خونم

ات:من چرا باید برای اینکار دلیل داشته باشم؟

سجونگ:پس داری میگی میخواستی از روی حوس با من باشی؟

ات:*خنده ی بلند*...اخه مردیکه اشغال من چرا باید با کثفاتی مثل تو بخوابم...ی نگا به ریخت خودت بنداز...ی هیز بدرد نخوری*داد*

توی همین لحظه ادمای سجونگ بهش گفتن که کیم نزدیک خونشه..‌اونم سریع بدون اینکه جوابی ب ات بده بردش توی اتاقش

ات:ولم کن..دارم بهت میگم ولم کن*داد*

محکم زد لا پای سجونگ و دویید سمت در اتاق ولی درقفل بود..یادش افتاد که زیر بالشت چاقوشو قایم کرده

سجونگ:هه...فک کردی راه فراری برات میزارم؟...۱۰ ثانیه فرصت داری بگی ادم کی هستی*نفس نفس

ات:ادم؟...من برای کسی کار نمیکنم

سجونگ: پس این دل و جرعتی ک داری واسه ی چیه دختره هرزه؟

ات:وایسا ببین هرزه رو نشونت میدم

رفت سمت تخت ک سجونگ گرفتتش
ادمش از پشت در شروع ب حرف زدن کرد

ا:رئیس کیم تهیونگ اومد

سجونگ:حمله رو شروع کنین*داد

کیم تهیونگ؟...اون اینجا چیکار میکرد..اسمشو ک شنید رنگش پرید..اگه میخواست پرونده هاشو بگیره چرا بهش چیزی نگفته بود..اگه بخاطر سجونگ عوضی اسیب میدید چی؟

سجونگ:وای وای وای...اینجارو باش...تا اسم تهیونگ اومد رنگت پرید..پس واسه اون کار میکنی

ات:گفتم ک...من برای کسی کار نمیکنم
دیدگاه ها (۲)

طراحه منپارت¹⁵سجونگ: پس این دل و جرعتی ک داری واسه ی چیه دخت...

طراحه من..؟!‌‌پارت¹⁶‌ات:ت...ه..یونگ...*رو به ادم تهیونگ*...ز...

#استوری_درخواستی

طراحه من..؟!پارت¹³ویوات:حرفام از قصد نبود...فقط برای رفتن جو...

pert= 3

آخرین شب part 3با کسی که دیدم شکه شدم ،اون بود تهیونگ تهیونگ...

part =7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط