P4

P4
ا/ت : شما ها کی هستید از جون من چی می خوایید (با داد)
؟: هیششش ساکت باش
ا/ت ویو
واقعا ترسیده بودم صدا ها هی عوض می شد ولی اصلا هیچ کدومشون رو نمی دیدم
انگار چهار نفر بودن نه شیش تا نه هفتا !
وای خدا دارم سکته می کنم
؟: کوچولو خیلی ترسیدی مگه نه
؟:چه حیف که نمی تونی ما رو ببینی
؟: نگران نباش ما رو هم به زودی می بینی
؟: شما ها کی هستییییید
؟: ما هه ( پوزخند) فرشته های مرگت
؟: ما جسمت رو می خواییم
که یک دفعه همون کسی که قبلا من اونو دیده بودم ظاهر شد
دیدگاه ها (۰)

؟: خیلی راحت می تونی منو ببینی ا/ت : گمشو از جلو چشم گمشو؟:...

کوک خیلی خوشحال بودم که دارم میرم ته رو ببینم ولی سه ساعت ز...

Part3ا/ت ویواین چی بود دیگه پنجره چرا چفت شد خیلی می ترسم صا...

قلعه متروک پارت ۲ ویو ا/ت به بچها گفتم که بریم بیرون تقری...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 31ویوی جونگکوکنگاهم به سمت دور...

آتیشی که از بارون شروع شدprt19ویوی ا. تچند ثانیه فقط بهش نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط