چندیست که در دام نگاه تو اسیرم

چندیست که در دام نگاه تو اسیرم
درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم


هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست
این عشق خطاییست که باید بپذیرم


در راه پر از برکه و مرداب و تباهی
صد شکر به دریای تو افتاده مسیرم


خوشبخت ترینم اگر امشب بگذاری
از گوشه ی لب های ترت بوسه بگیرم


من آدمک برفی و تو شعله ی عشقی
راضی شدم امشب که به یک بوسه بمیرم
دیدگاه ها (۱)

درد را در قفس سینه فشردیم ,دریغ!دل خود را به کف غصه سپردیم,د...

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریمیارای گفتن گله‌ها نیست، بگذری...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم ...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم ...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمانقدفشارم بده اصلا که بمیرماین گو...

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمانقدرفشارم بده اصلا که بمیرماین گ...

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمآنقدر فشارم بده اصلاً که بمیرماین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط