پارتفصل

پارت1فصل2

پنج سال بعد
یونی: مامان قشنگم
ا.ت: جانم
یونی: برام قصه تعریف میکنی امشب
ا.ت: باشه
کوک: برا منم قصه تعریف کنید
یونی: بابایی تو چند سالته
کوک: بیست و هفت(میدونم کوک بیست و پنج سالشه ولی خو این فیکه)
یونی: خب چرا قصه میخوای
کوک: اخه قصه های مامانت خیلی قشنگه
ا.ت: کوک خجالت بکش
کوک: منظور بدی نداشتما
ا.ت: اصلا
یونی: امشب برام پری کوچولو بخون
ا.ت: باشه
کوک: دخترم تو خودت پری کوچولویی نیازی به قصه نداری
ا.ت: چی میگی
یونی: مامان یعنی منم امسال میمیرم
کوک: چی
ا.ت: نه منظور بابا یه چیز دیگه بود
کوک: یعنی چی این چه قصه ای برای بچه میخونی
ا.ت: قصه درباره یه پری کوچولو که
یونی: توی هفت سالگی اخرش میمیره
کوک: چی ا.ت تو برای بچه این قصه هارو میخونی خوب نیست برا سنش
ا.ت: خب خودش میگه کارتونشو دیده بود خواست قصه شم بخونه
کوک: نه یونی برای تو همه چیز خوب نیست دیر میشه ها برو بخواب
یونی: ولی خوابم نمیاد که
کوک: عزیز دلم ولی باید بری بخوابی فردا مدرسه داری اگه قول بدی الان بخوابی فردا هم برات کلی کتاب داستان میخرم
یونی: باشه من برم بخوابم شب بخیر
کوک: شب بخیر
کوک: ا.ت تو هنوز نمیدونی چی برای بچه خوبه چی خوب نیست
ا.ت: خودش گریه کرد براش تعریف کردم
کوک: ا.ت جونم
ا.ت: باز چی میخوای...

#کوک
#سناریو
#فیک
دیدگاه ها (۴)

پارت2فصل2کوک: خودت خوب میدونیاا.ت:ای بابا کوکی کوک: تو فقط ک...

پارت3فصل2صبحا.ت: یونی مامان بیدار شویونی: چیها.ت:بلند شو یون...

پارت 43(پارت اخر) دو سال بعد یونی: مامان مامانا.ت: جانمیونی:...

پارت 42صبح بلند شدم تا کوک بغلم کرده کوک: بریم پایین ا.ت: من...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط