مــــن...

مــــن...

در ابتـــدای جـــاده هـــایی که

نمــــی شناسم شـــان؛

در اضطـــراب از مـــاندن،

نـــاگزیر از رفتــــن،

ایستـــاده ام...

دلـــم پـــرواز می‌خـــواهد!
دیدگاه ها (۹)

هنوز هم وقتی باران می آیدتنم را به قطرات باران می سپارممی گو...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصــــه پر حادث...

خاطــــــــره یعنی...یک سکـــــــــوت غیره منتظره...میان خنـ...

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن از غم به هر بهانه ی ممکن عبور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط