باز از قافله ی عشق جداییم هنوز
باز از قافله ی عشق جداییم هنوز
آخر از حادثه بی نان و نواییم هنوز
از دل سخت ترین راه گذر میکردیم
تا به مقصد نرسیدیم به پاییم هنوز
قدرت عشق عجیب است، شکستیم ولی
باز از تاب وتبش سر به هواییم هنوز
تا خدا خانه ی پرواز دلت روشن بود
ما که خاموش ترین صحن و سراییم هنوز
مثل یک شاه به حال قدرت میبالی
ما که در خانه ی عشاق گداییم هنوز
اینکه مجنون زده باشیم به لیلایی تان
با پریشانی خود رو به دعاییم هنوز
از دل حنجره ها هر چه صدا بود گذشت
بی دل و بی نفس از هر چه صداییم هنوز
آخر قصه یمان حال خوشی نیست عزیز
ما که از حادثه ی عشق جداییم هنوز
آخر از حادثه بی نان و نواییم هنوز
از دل سخت ترین راه گذر میکردیم
تا به مقصد نرسیدیم به پاییم هنوز
قدرت عشق عجیب است، شکستیم ولی
باز از تاب وتبش سر به هواییم هنوز
تا خدا خانه ی پرواز دلت روشن بود
ما که خاموش ترین صحن و سراییم هنوز
مثل یک شاه به حال قدرت میبالی
ما که در خانه ی عشاق گداییم هنوز
اینکه مجنون زده باشیم به لیلایی تان
با پریشانی خود رو به دعاییم هنوز
از دل حنجره ها هر چه صدا بود گذشت
بی دل و بی نفس از هر چه صداییم هنوز
آخر قصه یمان حال خوشی نیست عزیز
ما که از حادثه ی عشق جداییم هنوز
- ۳۷۳
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط