امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌

امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌
دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ببینی‌ام‌

فردا، مرا ـ تمام‌ مرا ـ باد می‌برد
ای‌ کاش‌، جای‌ باد، تو امشب‌ بچینی‌ام‌

خورشید، فرصتی‌ ست‌ که‌ از من‌ گذشته‌ است‌
تاریک‌، مثل‌ سایه ی تنگ‌ پسینی‌ام‌

لحظه‌ به‌ لحظه‌ از دلِ هم‌ دورتر شدیم‌
از بس‌ تو آن‌ همانی‌ و من‌ این‌ همینی‌ام‌

دیگر، من‌ آن‌ چنان‌ که‌ تو هستی‌، نمی‌شوم‌
آخر تو جای‌ من‌، چه‌ کنم‌؟ این‌ چنینی‌ام‌ !

با این‌ همه‌، هنوز دلی‌ مانده‌، دیر نیست‌
من‌ که‌ هنوز عاشق‌ عشق‌ آفرینی‌ام‌

پیش‌ از تو، این‌ همه‌، شبِ من‌ آسمان‌ نداشت‌
بر من‌ بتاب‌، عشقِ قشنگِ زمینی‌ام.....
دیدگاه ها (۱)

جمعه یعنی انتظار بی کران' جمعه یعنی دور شو از دیگران'جمعه ی...

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلندزندگی شیرین است، مثل ش...

من و توخوشبختیم....ماخدا را داریم.....!ماغم چلچله راوقت بوسی...

" قــــــــــلبم " خصـــوصی ترینجـــای دنیـــاے دلتنگـــــی ...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصه ی عشق مگر بی تو شنیدن...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

my shy boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط