آیینهها انتظار تصویرم را میکشیدند

آیینه‌ها انتظار تصویرم را می‌کشیدند،
درها عبور غمناک مرا می‌جستند.
و من می‌رفتم ،
می‌رفتم تا در پایان خودم فرو اُفتم...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

در تنفس تنهاییدریچه های شعور مرابه هم بزنید...👤سهراب سپهری

حرف بزن حرف بزن ،سالهاستتشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام👤محمدعلی بهم...

بیا ساقیا می به گردش در آرکه دلگیرم از گردش روزگار... 👤رضی‌ا...

دوست دختر اجاره ای

ای روزهای خوب که در راهید!ای #جاده های گمشده در #مه !ای روزه...

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط