مبر پای قمار عشق ای دیوانه هستت را
مبر پای قمار عشق ای دیوانه هستت را
ندارم بیش از این تاب تماشای شکستت را
مرو در بند گیسویی که سر رفته است از ایوان
که ویران میکند این "نقش ایوان" پای بست ات را
همیشه گریه راه التیام زخمهایت نیست
کدامین آب خواهد شست داغ پشت دستت را؟!
تو خار چشم بودی خانه ی یک عمر پا برجا
که حالا شهر دارد جشن میگیرد نشستت را
نمازت را رها کن نصفه، از مسجد بزن بیرون
که میترسم کسی بو برده باشد چشم مستت را
تبر را بر زمین بگذار و نفرین کن، دل خونم!
نه هود را هسته کن دیگر، نه قوم بت پرستت را
ندارم بیش از این تاب تماشای شکستت را
مرو در بند گیسویی که سر رفته است از ایوان
که ویران میکند این "نقش ایوان" پای بست ات را
همیشه گریه راه التیام زخمهایت نیست
کدامین آب خواهد شست داغ پشت دستت را؟!
تو خار چشم بودی خانه ی یک عمر پا برجا
که حالا شهر دارد جشن میگیرد نشستت را
نمازت را رها کن نصفه، از مسجد بزن بیرون
که میترسم کسی بو برده باشد چشم مستت را
تبر را بر زمین بگذار و نفرین کن، دل خونم!
نه هود را هسته کن دیگر، نه قوم بت پرستت را
- ۲.۵k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط