تو برای رفتن آمده بودی !

تو برای رفتن آمده بودی !
رفتن از شهر ؛
رفتن از کافه‌ی دنجِ خیابانِ شمالی ،
وگرنه یک فنجان قهوه با من
انقدر تلخی نداشت ...
دیدگاه ها (۱)

همه می‌دانند که روزی می‌میرند، اما کسی این را باور نمی‌کند.....

تویی آن قهوه‌ی تلخی میان کافه‌ی قلبمکه با فنجان چشمانت دلم ر...

.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط