تکیه گاهم نشدی،جور تو را باد کشید

تکیه گاهم نشدی،جور تو را باد کشید
بی کسی ذهن مرا تا غزلآباد کشید
فارغ از تلخی این برهه ی تاریخ شدم
آسمان صورت غمگین مرا شاد کشید
توی حبس ابدم ،فلسفه ی پست مدرن
روی پیشانی من یک زن آزاد کشید
آریایی شدم و باور افسانه مرا
تا ابهت کده ی سلسله ی ماد کشید
بیستون پیش من از کوه شدن کم آورد
زخم را روی تنم تیشه ی فرهاد کشید
نفت شد علت تحمیلی مردن که مرا
دست و دل سوخته تا خیبر و مرصاد کشید
آخرین شعر من از بس که غمش سنگین بود
سنگ از درد درونمایه ی آن داد کشید
#صنم_نافع
دیدگاه ها (۲)

تکیه گاهم نشدی،جور تو را باد کشید بی کسی ذهن مرا تا غزلآباد ...

تکیه گاهم نشدی ، جور تو را باد کشیدبی کسی ذهن مرا تا غزلآباد...

تکیه گاهم نشدی ... جورِ تو را باد کشیدبی کسی ذهنِ مرا تا غزل...

تکیه گاهم نشدی , جور تو را باد کشید بی کسی ذهن مرا تا غزلآبا...

تکیه گاهم نشدی , جور تو را باد کشید بی کسی ذهن مرا تا غزلآبا...

تکیه گاهم نشدی , جور تو را باد کشید ...بی کسی ذهن مرا تا غزل...

#فکر_نودوست دارم گمنام باشی و گمنام خطابت کنم، مگر نه اینکه ...

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است(بیداد خراسانی)غزل مثنوی بسیار...

عاشقانه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط