چند روز نیستم پس امروز شاید چندین تا پارت بدم

چند روز نیستم پس امروز شاید چندین تا پارت بدم
◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت14) ⸙ ━━━━━━━ ◈

پرستار: راهرو دست چپ اتاق 223
شیوا با لحن لرزون ممنونی نثار خانم پرستار کردو با عجله به سمت راهرو رفت
شیوا؛ گیج منگ داشتم به شماره هایی که سر در اتاقا نوشته شده بود نگاه میکردم که صدای برادر شیوا منو از صدا هایی که تو سرم داشتن سر کوبم میکردن نجات داد
برادر یکتا: شیوا کجا بودی تو دختر
شیوا: بببخشید یه مشکل واسم پیش اومد
برادر یکتا: اشکال نداره
شیوا: الان یکتا کجاست
برادر یکتا: الان تو ای سیو عه فقط دستش شکسته
شیوا: دستش شکسته چرا تو ای سی یو
برادر یکتا سرشو پایین میندازه و میگه: بیهوشه
(شیوا؛ بیهوش؟ ناخدا گاه چشمام پر اشک شد اشک از گوشه پوست صورتمو سوزوند ولی خودمو جمع جور کردم تا برادر یکتا خودشو نبازه)
(برادر یکتا با نگاهی به مهراد به شیوا اشاره کرد این پسره کیه)
شیوا: قضیش طولانیه، میخام شیوارو ببینم
برادر یکتا: باید با دکترش صحبت کنی.
(شیوا داشت میرفت که گوشه استینش کشیده شدو ایستاد)
(ن: چیکار کنم اینجا ایرانه 😂)
برادر یکتا: دیروز چی گذشت که اینطور شد
شیوا: هیچی بخدا یکتا حالش خوب بود فقط بخاطر اینکه گفته بود استاد چون ازت خوشش میومده بهت نمره داده ناراحت بودم وگرنه هیچی
برادر یکتا: باشه برو
شیوا: راستی اسم دکترش چیه
برادر یکتا: اسم بیمارستان
(شیوا؛ به سمت اتاق پزشکی ای که انتهای راهرو بود رفتم، با اولین تقه من به در صدای مردی تو سرم پیچید، این استرس کوفتی چی بود در باز کردمو با صدای اروم سلامی گفتمو دکتر سرشو بالا اورد اون هم سلام کرد با دستش اشاره کرد که بشینم
شیوا: ببخشید میخواستم یکتا خدا دوستو ببینم
دکتر: پس شما دوستش هستید؟
شیوا: بله چطور ؟
دکتر: بشینید باهاتون صحبت دارم ظاهرن شما بیشتر از هر کسی میشناسی نش
شیوا؛ با استرس میشینم
دکتر: تو دوتا لحظه جدا به سرش ضربه وارد شده اولین ضربه خیلی سطحی بوده ولی دومی انگار از قصد وارد شده یکتا ممکن بوده با کسی مشکل یا خصومت شخصی داشته باشه
شیوا: نه یکتا دختر ارومیه کسی باهاش مشکل نداره بخاطر مهربونیش محبوب ترین دختر دانشگاهه
دکتر: تصادف صحنه سازی بوده ولی به مادر پدرش چیزی نگفتیم برادرش گفت انگار شما خیلی نزدیک تر ازش به خوانوادش هستید ازتون میخوایم با پلیس هم کاری کنید
شیوا: من هرچی بدونمو در اختیار میزارم ولی اخه کسی اصلا با یکتا...
(اسم اون دختره باعث شد حرفم تو دهنم بمونه)
دکتر: چیزی یادتون اومد
قسمت دوم داد
♡تا پارت بعد به درود♡

𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
دیدگاه ها (۰)

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت14) قسمت دوم ⸙ ━━━━━━━ ◈دکتر: چیزی یاد...

ببخشید کمه واقعا درگیرم ◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن (پارت 15 ) ⸙ ━━━━━...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت13) ⸙ ━━━━━━━ ◈مهراد با صدای آهسته ای ...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت12) قسمت دوم ⸙ ━━━━━━━ ◈مهراد روبه شه...

واییی باورم نمیشه دارم پارت میزارم شما هم ؟خب بریم سراغ فیک ...

ادامه p46چراغ قرمز بالای در اتاق عمل ثابت موند.نه چشمک می‌زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط