سال ها رفته و باز

سال ها رفته و باز
تپش گرم ترین خاطره ها
می فشارد دل خاموشم را
به تو می اندیشم
و به آن ثانیه هایی که گذشت
و به بی تابی قلبی که شکست
تو بیا باران باش
و بر این تازه گل خسته ببار
تو بیا آتش باش
تو بیا جاری باش
تو بیا باور کن
عشق هم حس غریب تپش آینه هاست
تو بیا آینه باش
دیدگاه ها (۱)

بعضی چیزها را ” باید ” بنویسمنه برای اینکه همه ” بخونن ” و ب...

تولد پسرم مبارک

صبح بخیر

.

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط