رمان دریای عشق
رمان دریای عشق
فصل دوم
پارت ۱۸
ویو تهیونگ
از خواب پاشدم . یونا تو بغلم بود . یه کت و شلوار سورمه ای تن کردم
یونا : کجا میری ؟ ( خواب آلود )
بوسه ای رو پیشونیش زدم
ته یونگ : میرم شرکت قشنگم
با شنیدن کلمه قشنگم لبخندی به زیبایی گل لیلیوم زد
یونا : امروز میخواهیم با رزی بریم خرید چون به زودی خواستگار واسش میاد ولی حوصلم نمیکشه که پاشم
برآید استایل بغلش کردم و بردمش سمت سرویس دست و صورتش رو شستم و دوباره بغلش کردم گزاشتم رو صندلی و بهش صبحانه میدادم
یونا : شبیه مامانا شدی البته به ورژن پسرونه
لبخندی زدم
ته یونگ : این قاشق هم بخور بریم موهاتو شونه کنم
یونا : شوهرم جنتلمنه
ته یونگ : مدیونی فکر کنی خوشم اومد
خوشم نمیومد ، عاشقش شدم
بغلش کردم و گزاشتم رو تختش ، شونش رو برداشتم و آروم موهاشو شونه کردم
یونا : برو بیرون لباس بپوشم
رفتم بیرون از اتاق و ماشین رو آماده کردم ، سوار ماشین شد و رفت . خودم هم رفتم ، شرکت مثل همیشه تو اتاقم بودم که یکی در زد و وارد شد
دستیار : ارباب ، بانو تصادف کردن و ما جسدشون رو پیدا نمی کنیم . به احتمال زیاد از ماشین پرت شدن
با عجله از شرکت خارج شدم و رفتم به صحنه تصادف یونا نبود . گریم گرفت بدنم جون نداشت افتادم زمین ، زیر پاهام خورده شیشه بود
ته یونگ : یونا ( فریاد و عربده )
شرط
لایک ۱۵
کامنت۲۰
بازنشر ۵
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
فصل دوم
پارت ۱۸
ویو تهیونگ
از خواب پاشدم . یونا تو بغلم بود . یه کت و شلوار سورمه ای تن کردم
یونا : کجا میری ؟ ( خواب آلود )
بوسه ای رو پیشونیش زدم
ته یونگ : میرم شرکت قشنگم
با شنیدن کلمه قشنگم لبخندی به زیبایی گل لیلیوم زد
یونا : امروز میخواهیم با رزی بریم خرید چون به زودی خواستگار واسش میاد ولی حوصلم نمیکشه که پاشم
برآید استایل بغلش کردم و بردمش سمت سرویس دست و صورتش رو شستم و دوباره بغلش کردم گزاشتم رو صندلی و بهش صبحانه میدادم
یونا : شبیه مامانا شدی البته به ورژن پسرونه
لبخندی زدم
ته یونگ : این قاشق هم بخور بریم موهاتو شونه کنم
یونا : شوهرم جنتلمنه
ته یونگ : مدیونی فکر کنی خوشم اومد
خوشم نمیومد ، عاشقش شدم
بغلش کردم و گزاشتم رو تختش ، شونش رو برداشتم و آروم موهاشو شونه کردم
یونا : برو بیرون لباس بپوشم
رفتم بیرون از اتاق و ماشین رو آماده کردم ، سوار ماشین شد و رفت . خودم هم رفتم ، شرکت مثل همیشه تو اتاقم بودم که یکی در زد و وارد شد
دستیار : ارباب ، بانو تصادف کردن و ما جسدشون رو پیدا نمی کنیم . به احتمال زیاد از ماشین پرت شدن
با عجله از شرکت خارج شدم و رفتم به صحنه تصادف یونا نبود . گریم گرفت بدنم جون نداشت افتادم زمین ، زیر پاهام خورده شیشه بود
ته یونگ : یونا ( فریاد و عربده )
شرط
لایک ۱۵
کامنت۲۰
بازنشر ۵
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
- ۱.۷k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط